قهرمان ميرزا عين السلطنه

7046

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

داشت ) ، مثل و نظاير از تاريخ بياورم خيلى وقت لازم است و خيلى زحمت بايد كشيد كه تن‌پرورى من اجازت نمىدهد . همان قسم كه بدون شمشير كار پيشرفت حاصل نمىكند بدون سياست هم دوام نخواهد داشت . نسيم شمال و محبس مجانين « نسيم شمال » از محبس مجانين كه ما نوشتيم تبعيد شده و دروغ بود ، او را حبس بىجهت نموده بودند خلاصى حاصل كرده و جريدهء خود را انتشار مىدهد . امروز اشعارى در مدايح شاه نوشته بود . جرايد ضد جمهورى زياد شده . ورقهء « شهاب » ملصق كتاب شد « 1 » . مطالب « سياست » براى اثبات آن‌كه جوانان ما هم با اين جمهورى همراه نبودند چنانچه من ذكر كرده بودم « سياست » نوشته بود بىجهت تقصير را گردن اقليت مجلس نيندازيد . آن كسى كه مايل بود ايران براى عدم تبليغات روسها قشون داشته باشد ، منظم باشد امروز مخالف آن است . شما آدم باشيد و خود را حفظ كنيد و الّا هرروز از يك محلى صدا بلند مىشود و اغتشاش مىشود . سردار سپه و اطرافيان آن مىبايست حس كنند و آن مخالفت و ضديت را ايجاد نكنند كه به اين‌جاها برسد كه طرفين در چارهء كار حيران بمانند . مقالهء نسيم صبا دربارهء سليمان ميرزا « نسيم صبا » اشعارى براى صبا نوشته بود و باز به كوك او رفته بود . روزنامه‌فروشى كه فرياد مىكرد دم گراند هتل ، صبا [ را ] كتك زد . مداحى از مدرس و اين شرح را در مذمت سليمان ميرزا . « حضرت و الا ، بيست سال آرزو داشتيم كه تو وزير شوى ببينيم چه مىكنى . به حمد اللّه نمرديم تا آن اخلاق زشت خبيث تو در موقع كار و عمل به همه مردم نمودار شد . تو همان سالوس رياكار بودى كه هفده سال سوار واگون مىشدى به همه سلام مىكردى . از نسب شاهزادگى تبرّا مىجستى . براى امتياز فضلى نوحه مىخواندى ، براى آزاديخواهى مشت گره مىكردى . به فاصلهء بيست و چهار ساعت تبديل صورت داده به قطر شكم و گردن افزودى . حتى حمام هم با اتومبيل رفتى . جواب سلام مردم را ندادى . متوقع بودى

--> ( 1 ) - مقالهء موردنظرش - رد مغالطه - است كه در پيوستها ( شمارهء 4 ) به چاپ رسانيده شد .